عبد الرزاق الكاشاني ( القاشاني )
69
مجموعه رسائل ومصنفات كاشانى
شيخ شمس الدين كيشى به شيراز رسيده است ، أو از زبان كيشى چنين مىنويسد . « . . . وآن وقت در شيراز هيچ كس نبود كه با أو اين معنى در توحيد ميان توان نهاد ، وشيخ ضياء الدين أبو الحسن را اين معنى نبود ومن از آن در حيرت بودم تا فصوص اينجا رسيد . . . » از همين اشاره مىتوان دريافت كه فصوص نخستين بار پيش از ذي الحجّة سال 655 ه . ق ( تاريخ درگذشت ضياء الدين أبو الحسن ) « 1 » بدست مشايخ شيراز رسيده است . هر چند بتحقيق نمىدانيم كه كاشاني اين كتاب را از كدامين أستاذ فراگرفته است امّا شرح جامعي كه به استقلال بر اين كتاب پرداخت « 2 » وگزينههاى آن كه در بسيارى از ديگر كتب أو به چشم مىآيد نشان از ارزش اين كتاب در ميان طبقهء مشايخ عبد الرزاق دارد . ديگر آثار شيخ أكبر نيز در اين زمينه سرگذشتى همچون فصوص الحكم دارد . امّا ديدگاههاى ابن فارض كه در ديوان كوچك امّا نفيس أو تجلى يافت وبخصوص در عالىترين منظومهء صوفيانهء جهان اسلام يعنى نظم السّلوك أو صورتي بديع يافت نيز بواسطهء رفعت معنى وسلامت لفظ وزيبائى واژگان در ميان آنان جايگاهى خاص داشته است . شرحي كه سعيد الدين سعيد فرغانى - كه با عبد الصّمد نطنزى ، شيخ بدون واسطه كاشاني در محضر نجيب الدين بزغش هدايت يافت - از دروس ديگر استادش شيخ كبير صدر الدين قونوى بر تائيهء كبرى پرداخت « 3 » وگزارش ديگرى كه مصاحب وهمراه كاشاني ، عز الدين محمود از همين منظومه بدست داده است وابيات بسيارى از همين شاعر كه در جاى جاى آثار كاشاني چشمنوازى مىكند ، نشان از حضور مستمر اين ديوان در ميان صوفيان آن عهد دارد . آثار گرانسنگ متقدمان همچون منازل السّائرين پير هرات نيز هيچ گاه از جايگاه رفيع خود فرود نيامده بود وشرح بديع كاشاني وتاثيرى كه در آن از شرح عفيف الدين تلمسانى - كه در شمار بزرگترين تلامذهء قونوى وعالىترين مروجين أفكار ابن عربى بود - پذيرفته است ، نشان از حضور عناصر اين مكاتب در آن روزگار دارد . اكنون اجتماع عالىترين انديشههاى صوفيانهء تاريخ اسلام كه از سوئى در عوارف
--> ( 1 ) . بنگريد : تذكره هزار مزار ص 111 . ( 2 ) . در باره اين كتاب پس از اين سخن خواهيم داشت . ( 3 ) . مشارق الدراري . انتشارات دانشگاه مشهد .